بزرگترین خدمتی که جمهوری اسلامی به من کرده و میکند
Posted by
omid
در Tuesday, September 22, 2009
رسد آدمی بدانجا که به جز خدا نبیند. باید درک کرده باشید تا بفهمید چی میگم.باید چشیده باشید و همون درک شهودی رو از پدیده ای به اسم خدا داشته باشید تا احساسی دست بده بهت که کلمات عاجز از توصیفش باشند. ولی نه، خدای من خدای بقیه انسان ها نیست که کم و بیش نماد وار پرستیده باشه. خدای من بعد از یقین به نبودن خدا اومده و مثل عروس های حافظ و مولوی خودشو تو بغلم انداخته. آخه شک کجا یقین کجا ؟ یکی بعد از شک به نبودن خدا یقین به بودنش پیدا میکنه من بعد از یقین به نبودنش. خب پرواز ندا رو آدم میبینه، میگه میشه شک پیدا کنه به نبودن خدا ؟ نه ، این که دیگه شک نداره. یقین هست که این دنیا با این پلانی که توش ضبط شد مطمینا بدون خداست. اما... اما زود...زود زود خدا بر میگرده. اما این خدا دیگه اون خدا نیست. داری میبینیش. حسش میکنی. بعد از این که یقین پیدا کرده بودی نیست. حالا دیگه زندگی با این خدا لذت داره. این ها رو گفتم چون قراره فردا دوباره خدا بیاد. آخه امشب دوباره یقین پیدا کردم که خدا نیست. سعید حجاریان رو اورده بودند تلویزیون. خودم ندیدم . از بالاترین شنیدم. اولا طاقت دیدنش رو نداشتم دوما ترسیدم دوره اول جند روز طول بکشه. نمیدونید زندگی وقتی یقین پیدا کنی خدا نیست چقدر وحشتناکه. فعلا با همین خبرش دوباره خدام رفته. اساسی هم رفته. ولی احتمالا میاد. خیلی زود. همین فردا. دیگه عادت کردیم.. ،.
0 comments:
Post a Comment